تو ماه آسمونی

بعد از سالها زبان خوندن ، درس دادن ، ترجمه کردن ، دو روز پیش مفصل گریه کردم بابت ندونستن معنای یک کلمه . برای پسرک لباس  ElF خریدم و خوشحال بودم که پسرکم مرد جنگلیه . از اینجا ! و هرکس میگفت چه خوشگله ، با هیجان توضیح میدادم که " اِلف کوچولوی منه ! " و حالا فهمیدم که اِلف یعنی " جِن !"

هیچ وقت هیچ وقت وقتی چیزی رو نمیدونید جار نزنید و راجع بهش صحبت نکنید!

 

  
نویسنده : مادر ; ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ بهمن ۱۳٩۱
تگ ها :