پسرک ، مرد میشود.

این روزها سخت مشغول پسرکم. جوجه ما روز شنبه برای اولین بارتونست با استفاده ازنرده های تختش بایسته . هرچند که بی نهایت خوشحال شدم. اما این یعنی که از حالا تا زمانی که خودش بتونه مراقب خودش باشه و تعادلش کامل بشه ، باید تمام مدت چشمم بهش باشه . مشکلی هم که داریم اینه که از تخت پارک ، تخت  ، روروئک ، صندلی غذا و هرچیزی که محصورش میکنه بدش میاد و حتی یک دقیقه نمیمونه . حالا صندلی غذا رو به زور مینشونمش. اما تخت و تخت پارک که چنان حرکاتی میکنه که آدم انگشت به دهن میمونه و امکان نداره که یک دقیقه بنشینه توش .

این چند روز هم تبش بالا بود و مرتب ناله میکرد. درحال درآوردن دندون های جدیده. 4 تا دندون بالا و دو تا پایین و حالا نیش های بالا داره جوونه میزنه و جوجو خیلی درد میکشه . مرتب بغلمه و براش آواز میخونم .

راستی برای اولین بار غریبی هم کرد و  وقتی رفت بغل خواهرم بغض کرد و دوباره دستهاش رو به سمت من باز کرد.

امیدوارم که زودتر این پروسه دندون در آوردن تموم بشه و پسرکم یک نفس راحت بکشه ، ما هم.

دیروز بیرون بودم ، کادوی روز مرد برای شیرمرد کوچکم ، یک پنگوئن که توی قایق سواره و وقتی نخ قایق رو میکشیم روی آب حرکت میکنه خریدم براش. اولین هدیه روز مردش.

 

  
نویسنده : مادر ; ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها :