اولین گام استقلال

دیشب برای اولین بار خودش شیشه اش رو گرفت . هرچند که خیلی لق لق زد و همه جا رو خیس کرد - البته عقلم رسید و برای اولین تجربه ء خودکفایی شیشهء ابش رو بهش دادم - ولی خوششششششششششحال بود. چنان از ته دل قهقهه میزد که من نمیدونستم الان باید بخندم یا گریه کنم از خوشحالی. ذوق کرده بود و شیشه رو می اورد بیرون از دهنش و میخندید و بعد که میخواست دوباره ببره سمت دهنش به همه ء صورتش میمالید و صورتش خیس میشد وباز میخندید. چقدر مادری حس غریب و خوبیه . 


 

وقتی میرم خرید احساس آلیس در سرزمین عجایب رو دارم. من رو همیشه به گرون خرید کردن و خریدهای گرونم میشناختن. ولی الان... اصلا خیلی چیزها رو نمیتونم هضم کنم. زمستون پارسال باردار بودم و مریض و هیچچی نخریدم. حتی بیرون هم نرفتم و از قیمت های پارسال خبر ندارم. فقط میدونم که اولین موج افزایش قیمت دلار بود و دلار از حدود 1200 تومن یکهو رسید به مرز دو هزار تومن و از کسایی که خرید میکردن میشنیدم که همه چی خیلی خیلی گرون شده. امسال گفتم بذار به خودم کمی حال و حول بدم و یک خریدِ زمستونی ِ مادرانه بکنم برای خودم. خب نهایت چیزی که تونستم بخرم یک کمربند بود و یک شال زمستونی و یک بافت طرح کریسمس. ارزونترین بوتی که میشد پیدا کرد ولی نمیشد نگاهش کرد ، حالا پوشیدنش به کنار، 390 تومن بود. بعد من دو جفت بوت میخواستم ، یکی طرح اسکیمو برای دم دست و بیرون ، یکی هم پاشنه بلند مجلسی، چون بوت هایی که دارم علی رغم اینکه کاملا نوان و حتی دو تا بوت دارم که اصلا نپوشیدم ، طرحشون خیلی قدیمی شده و کاملا اوت میزنه . بعد با یک حساب سرانگشتی فقط باید حدود دو تومن پول بوت میدادم! پالتو و کیف و شالش به کنار... خوشبختانه پارسال همسرجان از بنتون یک پالتوی خوشگل برام خریده بودکه امسال تازه سایزم شده . یک کمر و شال واسه اون گرفتم و با یک کیفی که داشتم ست کردم . ولی همچنان مشکل بوتی به جاست . یعنی نه من از اون چیزی که میخوام کوتاه میام و نه قیمت های وامونده ! تازه لگینگ هم میخواستم که کلا بی خیالش شدم. چون اهل پوشیدنش بدون مانتو و پالتو نیستم و فقط وقت هایی که بیرون کار دارم میشه پوشید که با شلوار جین بوت کات حل میشه مشکلم. این تازه یک مشت نمونه خرواره . من از حدود بیست سالگی که اولین بار موهام رو رنگ کردم شامپو اورآل قرمز میزنم. بگذریم که یک مدت نیست و نابود شد، بعد مجبور شدم سان سیلک و داو و نیوآ بگیرم و بعد که مجدد وارد بازار شد خیلی گرون شد.ولی خب باز هم میخریدم. اما از بعد از زایمان و بعد از این گرونی های اخیر ، رو اوردم به شامپو " فیروز!" . اتفاقا خیلی خوب هم به سرم افتاده . احتمالا تا چند وقت دیگه برندهای لوازم آرایشمون هم تبدیل به ساویز و گل پسند و این چیزها میشه .

الان دقیقا حس میکنم فقط امام زمان میتونه این مملکت رو درست کنه . و به این فکر میکنم یک خانواده 4-5 نفره که مثلا مستاجرن ، بچه مدرسه ای دارن ، و با یک حقوق کارمندی زندگی میکنن ، چکار میکنن؟ اصلا زندگی میکنن ؟ و به نفت و دلارهای نفتی فکر میکنم و سهم مردممون از سرزمینشون و از ثروتی که مشتی گدا چپاول میکننش.

  
نویسنده : مادر ; ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ دی ۱۳٩۱
تگ ها :